تصمیات استراتژیک
چه چیز باعث می شود شما در راه رسیدن به اهداف شخصی خود و یک مدیر در راه رسیدن به اهداف مجموعه تحت پوشش خود به فکر اتخاذ تصمیمات استراتژیک بیفتد ؟
وضعیت کنونی که در آن بسر می برید نتیجه تصمیمات اتخاذ شده در گذشته است این تصمیمات سازمان را به راهی رهنمون کرده است که نتایج آنرا هم اکنون مشاهده می کنید. با تجزیه و تحلیل استراتژی که سازمان طی نموده و وضعیت کنونی که بسر می برد و مقایسه آن با وضعیت ایده آل می توان فهمید که واحد شما چقدر بهاهداف خود رسیده است .و چقدر با وضعیت مطلوب فاصله دارد . البته این مورد در خصوص زندگی و اهداف شخصی نیز قابل تعمیم است . توجه به تحلیل فاصله (Gap Analysis) پاسخ مناسبی به این سوال است که چرا بایستی تصمیمات استراتژیک گرفت .
تصمیمات استراتژیک در حقیقت تعیین راه کارهای برای رسیدن به اهداف نهایی می باشد . این اهداف می تواند تعیین نوع فعالیت سازمان ، تولیدات ، بازارها ، وظایفی که باید انجام داد و همانند اینها باشد و البته برای زندگی روزانه خود نیز می توانید اهداف بلند مدت تعیین نمایید . و استراتژی ، یک برنامه واحد ، همه جانبه و تلفیقی است گه در آن محاسن یا نقاط قوت سازمان را با عوامل و تغییرات محیط مربوط ساخته و با شناخت نقاط ضعف سعی در مرتفع نمودن آن می نماید که در آخر با اجرای صحیح آن از دست یابی به اهداف اصلی سازمان اطمینان حاصل می شود .
در حقیقت رسیدن به حد ایده آل یا بعبارتی پر کردن خلا ایجاد شده بین وضعیت موجود و وضعیت ایده آل موجب ایجاد یک استراتژی موثر برای دستیابی به اهداف کلی سازمان می گردد و در این میان استراتژیستها اهداف را تعیین نموده و تصمیمات استراتژیک اخذ می نماید .
نبود یک برنامه ریزی استراتژیک در حقیقت عدم شناخت راه آینده است و این امکان برای سازمانهای که در آنها چنین برنامه ای مدون نشده است وجود ندارد که بتوانند به بهترین نحو به اهداف خود برسند . مشکل برخی از سازمانها و واحدهای مختلف کنونی نیز از نبود چنین برنامه ای در واحد هایشان می باشد .تغییر مدیریت آنهم در فواصل زمانی کوتاه و نبود برنامه استراتژیک باعث می شود هر مدیری با توجه به صلیقه و دید خود شروع به هدایت جامعه نماید و. با تغییر مدیریت بسیاری از کارها و فعالیتها نا تمام مانده و کارها و فعالیتهای جدیدی آغاز می گردد .انجام این مورد باعث ضررهای متعددی هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ زمانی برای واحد می شود .ضررهای وارده از لحاظ زمانی سنگین تر از زیانهای مالی می باشد زیرا با از دست رفتن زمان هم رقبا پیشی می گیرند و هم سازمان فرسوده شده و بار استهلاک آن باعث رکود در کارها می شود .
اخذ تصمیمات استرانژیک و به تبع آن برنامه ریزی استراتژیک از مسایل مهمی است که استراتژیستها یا مدیران ارشد بایستی با درک و بینش بالا مبادرت به انجام آن نمایند . تا باعث اتحاد رویه در واحدهای مختلف شده و از زمان به بهترین نحو استفاده بهینه نمایند و از طرفی مدیران نیز می توانند با استفاده از این برنامه اطمینان نسبی را برای آینده مجموعه خود ایجاد نموده و با استفاده از امکانات این برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات صحیح استراتژیک آینده ای روشن را ترسیم نمایند .
